إندماج

🌐 ادغام

یعنی «ادغام»، «درهم‌رفتن»، «آمیختگی» یا «هم‌پیوندی». این واژه برای پیوستن دو چیز به هم، یا درهم آمیختن افراد، گروه‌ها، یا نظام‌ها به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 ادغام

📌 همجوشی

📌 شمول

📌 ترکیب کردن

📌 تثبیت

جمله سازی با إندماج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يتطلب إندماج العاملين في الفريق تعاونًا يوميًا واحترامًا متبادلًا بين جميع الأعضاء.

ادغام کارمندان در یک تیم نیازمند همکاری روزانه و احترام متقابل بین همه اعضا است.

💡 لقد أتضح أنّ هذه النفاثات تتشكل وتُسافر بعيداً عن موقع إندماج النجم النيوتروني بطريقة فوضوية ومعقدة.

مشخص شده است که این جت‌ها به شیوه‌ای آشفته و پیچیده از محل ادغام ستاره نوترونی تشکیل شده و از آنجا دور می‌شوند.

💡 نجح إندماج التكنولوجيا في التعليم في جعل الدروس أكثر تفاعلية وأسهل فهمًا للطلاب.

ادغام فناوری در آموزش، درس‌ها را تعاملی‌تر و درک آنها را برای دانش‌آموزان آسان‌تر کرده است.

💡 وأبعد من الجغرافيا، فإن الإلتقاء المعقّد بين العوامل التاريخية والثقافية والمجتمعية يجعل من الصعب تحقيق إندماج أكبر بينهما.

فراتر از جغرافیا، تعامل پیچیده عوامل تاریخی، فرهنگی و اجتماعی، ادغام بیشتر بین آنها را دشوار می‌کند.

💡 سيحتاج الأمر إلى مفاعل إندماج النووي ليجعلها تعمل جيداً.

برای عملکرد صحیح به یک رآکتور همجوشی هسته‌ای نیاز دارد.

💡 ساعد إندماج الطلاب الجدد مع زملائهم في تخفيف التوتر وبناء صداقات سريعة داخل المدرسة.

ادغام دانش‌آموزان جدید با همسالانشان به کاهش استرس و ایجاد سریع دوستی در مدرسه کمک کرد.

کلمات مرتبط