رفا

🌐 رافا

واژه «رَفا» در عربی معمولاً به معنی پیوند دادن، دوختن و وصله‌کردنِ چیزی است؛ مثلاً وقتی پارگیِ لباس را می‌دوزند، گفته می‌شود آن را «رفا» کردند. در کاربردهای قدیمی‌تر، این واژه می‌تواند به معنای ترمیم کردن و دوباره سرِهم آوردنِ چیزی هم باشد. گاهی در متون لغوی، «رفا» با مفهومِ بهبود دادن و اصلاح کردنِ وضعیت نیز ارتباط پیدا می‌کند، هرچند معنای اصلی آن بیشتر به دوخت و مرمت نزدیک است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 قفسه

📌 رافا

جمله سازی با رفا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 التجهيزات والمخازن: عندما تنظم مكان مكتبك ووحدات الجلوس، خصص رفا صغيرا أو طاولة لتجهيزات الطلاب.

لوازم و انباری: هنگام سازماندهی فضای اداری و محل‌های نشستن خود، یک قفسه یا میز کوچک را برای لوازم دانش‌آموزی اختصاص دهید.

💡 جلسنا في رفا السوق القديم نتبادل الأخبار بعد صلاة المغرب.

بعد از نماز مغرب در میدان بازار قدیمی نشستیم و اخبار را رد و بدل کردیم.

💡 سافرنا إلى رفا مع العائلة لقضاء عطلة قصيرة وممتعة.

ما به همراه خانواده برای یک تعطیلات کوتاه و لذت‌بخش به رافا سفر کردیم.

💡 يمرّ الناس عبر رفا البلدة عند الغروب بحثًا عن الطعام والماء.

مردم هنگام غروب آفتاب در جستجوی غذا و آب از حومه شهر عبور می‌کنند.

💡 كنت أنتظر رفا کاملا، في الواقع

راستش را بخواهید، انتظار یک استراحت کامل را داشتم.