رفو
🌐 رافو
این واژه در عربی به معنای «وصلهکردن، ترمیم کردن، دوزندگیِ پارگی» است و در فارسی هم در معنای «رفو کردن» بهکار میرود. مثلاً رفو کردن لباس یعنی پارگی آن را با نخ و سوزن ترمیم کردن. این واژه هم در معنای واقعیِ دوختودوز و هم بهصورت استعاری برای اصلاح نقص و خرابی به کار میرود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 رنگدرمانی
جمله سازی با رفو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رفوْتُ الجرحَ في القماشِ قبلَ أن يكبرَ ويصبحَ واضحًا جدًا.
قبل از اینکه زخم بزرگتر شود و خیلی مشخص شود، آن را با پارچه بستم.
💡 طلبتُ من المحلِّ أن يقومَ بعمليةِ رفوٍ سريعةٍ للحقيبةِ القديمة.
از مغازه خواستم کیف قدیمی را سریع تعمیر کند.
💡 رفوَ الخياطُ الثوبَ الممزقَ خلالَ ساعةٍ واحدةٍ فقط.
خیاط لباس پاره شده را فقط در عرض یک ساعت وصله زد.