المزرعة

🌐 مزرعه

«المزرعة» به معنی «مزرعه» است؛ یعنی زمینی که برای کشاورزی، کاشت گیاهان، پرورش دام یا تولید محصولات روستایی استفاده می‌شود. این واژه یکی از رایج‌ترین اسم‌ها در عربی برای اشاره به زمین زراعی است.

جمله سازی با المزرعة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في صباحٍ باردٍ، سمعنا ايغ من جهة المزرعة ثم خرج العمّال بسرعة.

صبح یک روز سرد، صدای قارقاری از سمت مزرعه شنیدیم و بعد کارگرها سریع بیرون آمدند.

💡 حال کل في المزرعة يعتمد على كمية الماء والحرارة خلال الصيف.

وضعیت همه چیز در مزرعه به میزان آب و دمای هوا در طول تابستان بستگی دارد.

💡 اشترى السوق ثمارًا طازجة من المزرعة لتوزيعها على الزبائن اليوم.

بازار میوه تازه را از مزرعه خرید تا امروز بین مشتریان توزیع کند.

💡 تغبرا ملابسهما أثناء العمل في المزرعة منذ الصباح الباكر.

لباس‌هایشان از صبح زود به خاطر کار در مزرعه، خاکی شده بود.

💡 ترکبوا السيارةَ جميعًا بهدوءٍ ثم انطلقوا إلى المزرعة قبل ازدحام الطريق.

همه آنها بی سر و صدا سوار ماشین شدند و سپس قبل از اینکه جاده شلوغ شود، به سمت مزرعه حرکت کردند.

💡 بدووا متعبين بعد السفر الطويل، لكنهم واصلوا العمل في المزرعة صباحاً.

آنها بعد از سفر طولانی خسته به نظر می‌رسیدند، اما صبح به کار در مزرعه ادامه دادند.

💡 وجدت رقم المزرعة في دفتر الهاتف القديم على الرف.

شماره مزرعه را از دفترچه تلفن قدیمی روی قفسه پیدا کردم.

💡 رأيتُ بوقلمون يتجوّل في المزرعة قرب الحظيرة بهدوء.

بوکلامون را دیدم که آرام در مزرعه نزدیک انبار پرسه می‌زد.

💡 قال خاله إن العمل في المزرعة يحتاج صبرًا وجهدًا طوال الموسم.

عمویش گفت که کار در مزرعه نیاز به صبر و تلاش در طول فصل دارد.

💡 ترعى بقرات كثيرةٌ في المزرعة الكبيرة خلف القرية.

گاوهای زیادی در مزرعه بزرگ پشت روستا مشغول چرا هستند.

💡 سمعنا صوت أوغ غريبًا في المزرعة ليلًا، فخرج الجميع ليروا ما يحدث.

شب هنگام صدای عجیبی از مزرعه شنیدیم، بنابراین همه بیرون رفتند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است.

💡 ذبحتن الدجاجَ في المزرعة ثم حضّرتن الطعام للعائلة.

شما مرغ‌ها را در مزرعه ذبح کردید و سپس برای خانواده غذا تهیه کردید.

کلمات مرتبط