بیگانه داشتن از خود
یعنی احساس دورافتادگی از خود واقعی، یا فقدان ارتباط با هویت، احساسها و خواستههای درونی. این نوع بیگانگی ممکن است باعث سردرگمی و ناراحتی روحی شود.
مترادفها
خودبیگانگی، بیگانگی با خود
متضادها
خودآگاهی، خودشناسی
جمله سازی با بیگانه داشتن از خود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برخی از بحرانهای روانشناختی زمانی آغاز میشوند که فرد دچار نوعی ناآشنایی و بیگانه داشتن از خود و عدم تعلق به هویت شود.
💡 در فلسفه وجودی، بیگانه داشتن از خود میتواند به معنای فاصله گرفتن از ارزشها و باورهای اصلی زندگی و گم کردن مسیر حقیقی بود.
💡 او پس از سالها دوری از وطن، دچار نوعی بیگانه داشتن از خود شده بود و دیگر احساس نمیکرد که به محیط تعلق دارد.