از دل و دماغ افتادن
به معنای بیحوصله و بیانگیزه شدن است، وقتی کسی تمایل یا رغبت خود را به انجام کار یا فعالیتی از دست میدهد.
مترادفها
دلزده شدن، بیزار شدن، خسته شدن
متضادها
دلگرم شدن، علاقه داشتن
به معنای بیحوصله و بیانگیزه شدن است، وقتی کسی تمایل یا رغبت خود را به انجام کار یا فعالیتی از دست میدهد.
دلزده شدن، بیزار شدن، خسته شدن
دلگرم شدن، علاقه داشتن