بر سر کاری رفتن

عهده‌دار کاری شدن؛ به انجام آن مشغول شدن. گاهی به معنی «برای کاری اقدام کردن» یا «به دنبال کار رفتن» است.

مترادف‌ها

مشغول شدن، اقدام کردن

متضادها

بیکار بودن

جمله سازی با بر سر کاری رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او هر روز صبح با انرژی بسیار زیاد و با برنامه‌ریزی دقیق برای انجام وظایف خود، آماده می‌شود تا بر سر کاری رفتن و وظیفه‌اش را انجام دهد.

💡 تصمیم او برای اینکه بر سر کاری رفتن و تجربه جدیدی کسب کند، باعث شد تا بتواند مهارت‌های ارتباطی خود را در محیط‌های اجتماعی مختلف به خوبی ارتقا دهد.

💡 گاهی اوقات برای رسیدن به موفقیت‌های بزرگ، انسان باید با شجاعت و بدون ترس از شکست، بر سر کاری رفتن و با تمام توان برای رسیدن به هدف تلاش کند.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران