برهم نهشتن

روی هم گذاشتن، انباشتن، یا چیزی را بر چیزی دیگر نهادن؛ در متون کهن همچنین می‌تواند به معنی جمع کردن، افزودن، یا لایه‌لایه قرار دادن باشد.

مترادف‌ها

بر هم زدن، مختل کردن، آشفته کردن

متضادها

برپا داشتن، سامان دادن، برقرار کردن

کلمات مرتبط