کچیر

کچیر

کلمه‌ی «کچیر» در متون لغوی و تاریخی فارسی به معنای پیشوا، سرکرده یا رهبر مردمان آمده است. این واژه در منابع مختلف مانند برهان، آنندراج، فرهنگ جهانگیری، انجمن آرای ناصری و ناظم الاطباء به همین معنا ثبت شده و نشان‌دهنده مقام رهبری و رتق و فتق امور مردم است. در برخی منابع، تلفظ اصل واژه «گُچیر» با «گ» نیز ذکر شده که احتمالاً از گویش پهلوی یا فهلوی به جا مانده است و نشان‌دهنده ریشه تاریخی آن در زبان‌های میانه ایرانی است. فرهنگ‌های معاصر مانند عمید و معین نیز کچیر را هم‌معنی با وزیر، پیشوا و سرکرده ذکر کرده‌اند و در برخی متون قدیم، واژه «کچیرده» نیز برای آن به کار رفته است. کاربرد این واژه‌ی بیشتر در متون تاریخی، ادبی و سیاسی بوده و به کسانی اطلاق می‌شده که رهبر یا مسؤول هدایت جامعه یا گروهی از مردم بوده‌اند. این واژه بار معنایی مثبت دارد و نشان‌دهنده اقتدار، مسئولیت و رهبری مشروع است. در گفتار روزمره فارسی امروز، رایج نیست و بیشتر در مطالعات تاریخی، زبان‌شناسی و متون کهن دیده می‌شود.

لغت نامه دهخدا

کچیر. [ ک َ /ک ُ / ک ُ چ َ ] ( اِ ) سرکرده و پیشوای مردمان را گویند. ( برهان ). پیشوای مردم. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). پیشوا. ( فرهنگ جهانگیری ) ( ناظم الاطباء ). سرکرده مردمان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(کَ چِ ) (اِ. ) پیشوا، سرکرده، کچیرده هم گفته شده.

فرهنگ عمید

۱. وزیر.
۲. پیشوا، سرکرده.

ویکی واژه

همریشه با گزیردن، احتمالاً تلفظ پهلوی بجامانده از گویش موسوم به فهلوی.
تلفظ اصل واژه می بایست گُچیر با «گ» بوده باشد.
پیشوا، سرکرده، کچیرده هم گفته شده.

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز