لغت نامه دهخدا
تحکم بردن. [ ت َح َک ْ ک ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) فرمان بردن:
سخت است پس از جاه تحکم بردن
خو کرده به ناز، جور مردم بردن.سعدی ( گلستان ).
تحکم بردن. [ ت َح َک ْ ک ُ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) فرمان بردن:
سخت است پس از جاه تحکم بردن
خو کرده به ناز، جور مردم بردن.سعدی ( گلستان ).
( مصدر ) فرمان بردن فرمانبری کردن تحمل زور کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سخت است پس از جاه تحکم بردن خو کرده به ناز جور مردم بردن