بی کله

لغت نامه دهخدا

بی کله. [ک َل ْ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) بدون کله. بدون سر. رجوع به کله شود. || زودخشم ( در تداول عامه ). آنکه زود خشم گیرد: فلان آدم بی کله ایست؛ زود کج خلق شود.
- آدمی بی کله؛ آنکه زود خشم آرد و از جای بشود. ( یادداشت مؤلف ).
|| بی مغز. کوته فکر.
بی کله. [ ک ُ ل َه ْ ] ( ص مرکب ) مخفف بی کلاه. || کلاه علامت منصب و مقام است و بی کلاهی کنایه از فقد مقام. در مقابل کلاهدار و صاحب کلاه کنایه از صاحب تاج است به معنی پادشاه:
مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم
شهان بی کمر و خسروان بی کلهند.حافظ.

فرهنگ فارسی

مخفف بی کلاه یا کلاه علامت منصب و مقام است و بی کلاهی کنایه از فقد مقام. در مقابل کلاهدار و صاحب کلاه کنایه از صاحب تاج است به معنی پادشاه.

جمله سازی با بی کله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای سنایی بی کله شو گرت باید سروری زانک نزد بخردان تا با کلاهی بی سری

💡 آن را که بود درخور افسر چو گهر سر بی کله است یا کلاهش بی سر

💡 باز به از خروس گشت از ره معنی ار چه شد تارک باز بی کله فرق خروس تاجور

💡 پرده نشینان چرخ رقص کنان آمدند بر سر بازار و کوی بی کله و بی نقاب

💡 مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم شهان بی کمر و خسروان بی کله‌اند

💡 اورنگ زمین داغ نگین بی کلهی تاج جم رشک برد حشمت شاهانه ما را

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز