غرنیچی

لغت نامه دهخدا

غرنیچی. [ غ َ ] ( اِ ) سرما و زمستان سخت. ( برهان قاطع ) ( اقرب الموارد ) ( انجمن آرا ). به حذف نون نیز دیده شده است. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). سرمای سخت و زمستان و غرنچی به حذف تحتانی مخفف آن است.
غرنیچی. [ غ َ ] ( اِخ ) نام شخصی است معین یا غیر معین:
چو غرنیچی به محشر زنده گردد
بسنجد طاعتش ایزد به میزان
کم آید طاعتش گوید خدایا
ترازو پله دارد سر بگردان.( فرهنگ نظام ).

برخط یعنی چه؟
برخط یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
روش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز