پیوندگری
مترادفها
پیوند، اتصال
متضادها
جدایی، گسست
لغت نامه دهخدا
پیوندگری. [ پ َ / پ ِ وَ گ َ ] ( حامص مرکب ) پیوند کردن و موافقت نمودن. ( آنندراج ). پیوندزنی. پیوسته گری.
پیوند، اتصال
جدایی، گسست
پیوندگری. [ پ َ / پ ِ وَ گ َ ] ( حامص مرکب ) پیوند کردن و موافقت نمودن. ( آنندراج ). پیوندزنی. پیوسته گری.