پیوندگری

مترادف‌ها

پیوند، اتصال

متضادها

جدایی، گسست

لغت نامه دهخدا

پیوندگری. [ پ َ / پ ِ وَ گ َ ] ( حامص مرکب ) پیوند کردن و موافقت نمودن. ( آنندراج ). پیوندزنی. پیوسته گری.

جمله سازی با پیوندگری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در علوم پزشکی مدرن، فرآیند پیوندگری اندام‌های حیاتی مانند قلب یا کلیه نیازمند دقت بسیار بالا و رعایت دقیق پروتکل‌های بهداشتی برای جلوگیری از پس‌زدگی ایمنی است.

💡 کشاورزان حرفه‌ای برای بهبود کیفیت محصولات خود، از روش‌های مختلف پیوندگری استفاده می‌کنند تا ویژگی‌های مطلوب یک گیاه را به گیاه دیگر منتقل کنند.

💡 موفقیت در عملیات پیوندگری سلول‌های بنیادی بستگی زیادی به کیفیت نمونه‌های گرفته شده و توانایی سیستم ایمنی بدن بیمار در پذیرش بافت جدید دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران