مذرح

لغت نامه دهخدا

مذرح. [ م ُ ذَرْ رَ ] ( ع ص ) طعام مذرح؛ طعام که ذراح [ جانور خرد سمی ] در آن اندازند. ( از متن اللغة ). طعامی که سم ذراریح در آن کرده باشند. مذروح. ( از اقرب الموارد ). نعت مفعولی است از تذریح. رجوع به تذریح شود. || لبن مذرح؛ شیر که بر آن آب غالب باشد، و کذلک: عسل مذرح. ( از منتهی الارب ). زعفران مذرح؛ زعفران در آب حل کرده. ( از اقرب الموارد ).
مذرح. [ م ُ ذَرْ رِ ] ( ع ص ) آنکه ذراریح در طعام اندازدو آن را زهردار کند. ( از ناظم الاطباء ). شخصی که ذرّاح در طعام اندازد. ( آنندراج ). نعت فاعلی است از تذریح. رجوع به تذریح شود. || شخصی که زعفران در آب تر کند. ( از منتهی الارب ). رجوع به تذریح شود.

پوشینه یعنی چه؟
پوشینه یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز