لغت نامه دهخدا
خاسک. [ س ِ ] ( اِخ ) خاشک یا خاسل. چنانکه در حاشیه نزهةالقلوب ( چ لیدن ص 233 ) آمده است نام مکانی است. رجوع به خاسل شود.
خاسک. [ س ِ ] ( اِخ ) خاشک یا خاسل. چنانکه در حاشیه نزهةالقلوب ( چ لیدن ص 233 ) آمده است نام مکانی است. رجوع به خاسل شود.
خاشاک یا خاسل چنانکه در حاشیه نزهه القلوب آمده است.