لغت نامه دهخدا
بسبایج. [ ب َ ی َ ] ( معرب، اِ ) بسپایه. اضراس الکلب. بسفایج. رجوع به بسپایه، بسپایک و ابن بیطار و ترجمه فرانسوی آن ص 220 شود.
بسبایج. [ ب َ ی َ ] ( معرب، اِ ) بسپایه. اضراس الکلب. بسفایج. رجوع به بسپایه، بسپایک و ابن بیطار و ترجمه فرانسوی آن ص 220 شود.
( اسم ) بس پایک