لغت نامه دهخدا
اترف. [ اَ رَ ] ( ع ص ) آنکه در میانه لب برین تندی دارد. || ( ن تف ) مرفّه تر. برفاه تر.
- امثال:
اترف من ربیب نعمة؛ الترفة النعمة والربیب المربوب، یضرب للمنعم علیه. ( مجمع الامثال میدانی ).
اترف. [ اَ رَ ] ( ع ص ) آنکه در میانه لب برین تندی دارد. || ( ن تف ) مرفّه تر. برفاه تر.
- امثال:
اترف من ربیب نعمة؛ الترفة النعمة والربیب المربوب، یضرب للمنعم علیه. ( مجمع الامثال میدانی ).