لغت نامه دهخدا
قولنجان. [ ل ِ ] ( معرب، اِ ) خاولنجان. ( فهرست مخزن الادویه ). گیاهی است از تیره زنجبیل ها که دو گونه آن مشهور است یکی را به نام قولنجان صغیر و دیگری را به نام قولنجان کبیر مینامند و هر دو آنها دارای ساقه های زیرزمینی مورد استفاده هستند ( قولنجان صغیر بیشتر مورد استفاده قرار میگیرد ) قولنجان از گیاهان بومی چین و هندوچین است. نوع صغیر آن دارای ساقه های زیرزمینی به ضخامت یک چوب قلم ( بکلفتی یک انگشت تقریباً ) و به درازی شش سانتیمتر است. بوی ساقه های زیرزمینی آن که به نام ریزوم خوانده میشود، معطر ( شبیه بوی فلفل ) است، طعمش سوزان و تلخ است. در این ریزوم ها مواد نشاسته ای و صمغی وجود دارد و بعلاوه دارای اسانسی است که بوسیله جوشاندن آنها در آب استخراج میشود و خاصیت تسکین درد را دارد و از این جهت در دندانپزشکی مورد استفاده قرار میگیرد. همچنین جهت رفع دردهای امعاء و بعنوان مقوی از ریزومهای آن استفاده میکنند. خولنجان،خولیجان، خاولنجان، کلاجن، کلیجن، قرغات، خسرو دارو،و قسط، کسری دارو، هارلیجان، هاولیجان، گلنگا قالنقا، پان، درخت تانبول، خلنجان. ( فرهنگ فارسی معین ).
- قولنجان جاوه ای. رجوع به قولنجان کبیر شود.
- قولنجان چینی. رجوع به قولنجان صغیر شود.
- قولنجان ختایی ( خطایی ). رجوع به قولنجان صغیر شود.
- قولنجان صغیر؛ یکی از گونه های قولنجان که بیشتر از قولنجان کبیر مورد استفاده داروئی واقع میشودو معطرتر از آن است. ساقه های زیرزمینی آن کوچکتر ازقولنجان کبیر است و اینگونه بیشتر در چین به عمل می آید. قولنجان خطایی. قولنجان چینی. کلاجن صغیر. ریشه جوز. قولنجان طبی. ( فرهنگ فارسی معین ).
- قولنجان کبیر؛ یکی از گونه های قولنجان که دارای ساقه های زیر زمینی درشت تر از قولنجان طبی ( قولنجان صغیر ) است ولی خواص طبی و اسانس کمتر دارد. این نوع قولنجان بیشتر در جاوه و هندوستان و مصر میروید. قولنجان جاوه ای. قولنجان هندی. قولنجان مصری. ( فرهنگ فارسی معین ).
- قولنجان مصری. رجوع به قولنجان کبیرشود.
- قولنجان هندی. رجوع به قولنجان کبیر شود.