کوتاه گردیدن. [ گ َ دَ ] ( مص مرکب ) کوتاه شدن: کثث اللحیة کثاثة و کثوثة؛ بسیاربیخ گردید ریش و انبوه شد و کوتاه گردید و درهم پیچید. ( منتهی الارب ). و رجوع به کوتاه شدن شود.
فرهنگ فارسی
کوتاه شدن: کثت الحیه کثاثه و کثوثه بسیار بیخ گردید ریش و انبوه شد و کوتاه گردید و در هم پیچید.