دندان افشاردن

مترادف‌ها

خندیدن، دندان نشان دادن

متضادها

اخم کردن

لغت نامه دهخدا

دندان افشاردن. [ دَ اَ دَ ] ( مص مرکب ) دندان فشردن. مقاومت و پافشاری کردن: مادرش زره بر وی راست می کرد...و می گفت دندان افشار با این فاسقان تا بهشت یابی چنانکه گفتی به پالوده خوردن فرستد. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 178 ). رجوع به دندان فشردن و دندان فکندن شود.

فرهنگ فارسی

دندان فشردن.

جمله سازی با دندان افشاردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 او از شدت هیجان و شادی بسیار زیاد، با لبخندی پهن شروع به دندان افشاردن کرد که باعث خوشحالی همه شد.

💡 در لحظه‌ای که با رقیب خود روبرو شد، از شدت خشم و عصبانیت شروع به دندان افشاردن کرد که نشان از تنش داشت.

💡 کودک با دیدن اسباب‌بازی جدیدش، از خوشحالی شروع به دندان افشاردن کرد و با چشمانی درخشان به آن خیره شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران