لغت نامه دهخدا
یوزتک. [ ت َ ] ( ص مرکب ) یوزدو. یوزتاخت. که مثل یوز تند بدود. ( یادداشت مؤلف ). تیزپا:
هم آهوفغند است و هم یوزتک
هم آزاده خوی است و هم تیزگام.فرالاوی.رجوع به یوز و یوزجست شود.
یوزتک. [ ت َ ] ( ص مرکب ) یوزدو. یوزتاخت. که مثل یوز تند بدود. ( یادداشت مؤلف ). تیزپا:
هم آهوفغند است و هم یوزتک
هم آزاده خوی است و هم تیزگام.فرالاوی.رجوع به یوز و یوزجست شود.