گیاهناک

لغت نامه دهخدا

گیاهناک. ( ص مرکب ) گیاه دار و دارای گیاه سبز. ( ناظم الاطباء ): اِعشاب؛ گیاه ناک گردیدن جایی یعنی با سبزه و طراوت شدن. ( از منتهی الارب ) ( صراح اللغة ). اصبحت الارض حیرة؛ سبز و گیاهناک شد زمین. اَبَشّت ِ الارض؛ گیاهناک شد زمین. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

جایی که گیاه بسیار روییده باشد، زمین پرگیاه.

فرهنگ فارسی

دارای گیاه صاحب نبات: فرش بالفتح... جای گیاه ناک.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز