لغت نامه دهخدا
کف مس. [ ک َ ف ِ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چیزی است سفید مانند نمک، چون مس را بگدازند ودر گوی ریزند تا بسته شود آبی برروی آن بریزند و آن جوشی می زند و کفی از آن جوش برروی آب می ماند و آن را به عربی زهرة النحاس گویند. ( از برهان ) ( از آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ).