هبوط نمودن
مترادفها
پایین آمدن، فرود آمدن، نازل شدن
متضادها
صعود کردن، بالا رفتن
لغت نامه دهخدا
هبوط نمودن. [ هَُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) فرود آمدن. نزول کردن. به زیر آمدن. فروافتادن. از بلندی به پستی گراییدن. هبوط کردن: مانند شدیدالقوی که از فوق سما بر سطح غبرا هبوط نماید، پایین آمدند. ( عالی شیرازی از ارمغان آصفی ).
فرهنگ فارسی
فرود آمدن نزول کردن
جمله سازی با هبوط نمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هواپیما پس از مواجهه با طوفانهای شدید، در نهایت با رعایت تمام نکات ایمنی، توانست برای فرود ایمن بر روی باند فرودگاه، عملیات هبوط نمودن را با موفقیت کامل انجام دهد.
💡 در اساطیر باستان، داستانهای متعددی درباره فرود آمدن خدایان و هبوط نمودن آنها بر روی زمین برای هدایت انسانها و برقراری نظم و عدالت در میان جوامع بشری وجود دارد.
💡 خلبان با توجه به وضعیت نامساعد جوی و کاهش دید، تصمیم گرفت که به جای ادامه مسیر، فرآیند هبوط نمودن بر روی نزدیکترین فرودگاه زمینی را در اولویت قرار دهد.