لغت نامه دهخدا
هبوط نمودن. [ هَُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) فرود آمدن. نزول کردن. به زیر آمدن. فروافتادن. از بلندی به پستی گراییدن. هبوط کردن: مانند شدیدالقوی که از فوق سما بر سطح غبرا هبوط نماید، پایین آمدند. ( عالی شیرازی از ارمغان آصفی ).
هبوط نمودن. [ هَُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) فرود آمدن. نزول کردن. به زیر آمدن. فروافتادن. از بلندی به پستی گراییدن. هبوط کردن: مانند شدیدالقوی که از فوق سما بر سطح غبرا هبوط نماید، پایین آمدند. ( عالی شیرازی از ارمغان آصفی ).
فرود آمدن نزول کردن