نگاه باختن
مترادفها
خیره شدن
متضادها
نگاه داشتن
لغت نامه دهخدا
نگاه باختن. [ ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) نظر کردن. نگاه انداختن:
ز سیرآهنگی آن نغمه مست از جای برجستم
به هر جانب نگاهی باختم از روی حیرانی.حکیم ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نظر کردن. نگاه انداختن
جمله سازی با نگاه باختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن لحظات پرتلاطم زندگی، او چنان در میان افکار خود غرق شد که گویی در برابر واقعیتهای تلخ موجود، کاملاً نگاه باخت و تسلیم شد.
💡 شاعر در این قصیده با استفاده از استعارههای زیبا، لحظهای را توصیف میکند که عاشق در برابر زیبایی معشوق، نگاه باخت و هوش از سر برد.
💡 او نباید اجازه دهد که مشکلات روزمره باعث شود که وی نسبت به اهداف بزرگ و آرمانهای والای انسانی خود، نگاه باخت و ناامید شود.