لغت نامه دهخدا
نموسک. [ ن َ س َ ] ( اِ ) تیهو. ( انجمن آرا ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). مرغی است از دراج کوچکتر که آن را تیهو گویند. نموشک. ( از جهانگیری ). غواصه، و آن مرغی است که پیوسته بلکه می خورد. ( یادداشت مؤلف ) ( از مهذب الاسماء ).
نموسک. [ ن َ س َ ] ( اِ ) تیهو. ( انجمن آرا ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). مرغی است از دراج کوچکتر که آن را تیهو گویند. نموشک. ( از جهانگیری ). غواصه، و آن مرغی است که پیوسته بلکه می خورد. ( یادداشت مؤلف ) ( از مهذب الاسماء ).
= تیهو
( اسم ) تیهو.