نحیس

لغت نامه دهخدا

نحیس. [ ن َ ] ( ع ص ) ناحس. نحس. ( اقرب الموارد ). بانحوست. ( اقرب الموارد ). || عام ُ نحیس؛ سال قحط. ( ناظم الاطباء ). مجدب. ( اقرب الموارد ). رجوع به ناحس و نحس شود.

فرهنگ فارسی

ناحس. نحس.

عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز