نانیوشیدنی
مترادفها
غیرقابل نوشیدن
متضادها
نوشیدنی
لغت نامه دهخدا
نانیوشیدنی. [ نیو دَ ] ( ص لیاقت ) ناشنیدنی. که از در نیوشیدن نیست. || نشنودنی. ناپذیرفتنی. غیرقابل قبول. مقابل نیوشیدنی. رجوع به نیوشیدنی شود.
غیرقابل نوشیدن
نوشیدنی
نانیوشیدنی. [ نیو دَ ] ( ص لیاقت ) ناشنیدنی. که از در نیوشیدن نیست. || نشنودنی. ناپذیرفتنی. غیرقابل قبول. مقابل نیوشیدنی. رجوع به نیوشیدنی شود.