لغت نامه دهخدا
( ممالثة ) ممالثة. [ م ُ ل َ ث َ ] ( ع مص ) مداهنه کردن. نفاق نمودن. ( از ناظم الاطباء ). مداهنه کردن. ( از اقرب الموارد ). آشکار کردن خلاف ظاهر و مصانعت نمودن. || بهم بازی کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). ملاعبه کردن. ( از ناظم الاطباء ). با هم بازی کردن. ملاعبه. مِلاث. ( از اقرب الموارد ).