مطحنه

مترادف‌ها

آسیاب

لغت نامه دهخدا

( مطحنة ) مطحنة. [ م َ ح َ ن َ ] ( ع اِ ) نانواخانه و آسیاب. ( ناظم الاطباء ).
مطحنة. [ م ِ ح َ ن َ ] ( ع اِ ) آسیاب. || دوری و بشقاب خرد و کوچک. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مِ حَ نَ یا نِ ) [ ع. مطحنة ] (اِ. ) آسیا. ج. مطاحن.

ویکی واژه

مطحنة
آسیا.
مطاحن.

جمله سازی با مطحنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در روستاهای قدیمی، مردم از مطحنه سنگ‌های بزرگ برای آسیاب کردن گندم و تبدیل آن به آرد با کیفیت استفاده می‌کردند.

💡 دستگاه مطحنه مدرن در صنایع غذایی با سرعت بسیار بالا و دقت زیاد، دانه‌ها را به پودر بسیار نرم و یکدست تبدیل می‌کند.

💡 صدای کار کردن مطحنه در آن ساعت از صبح، باعث شد که تمام اهالی دهکده از خواب بیدار شده و به فعالیت مشغول شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران