لغت نامه دهخدا
مطابخ. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَطبَخ و مِطبَخ. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مَطبخ و مِطبخ شود.
مطابخ. [ م َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَطبَخ و مِطبَخ. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). و رجوع به مَطبخ و مِطبخ شود.
= مطبخ
جمع مطبخ
( اسم ) جمع مطبع و مطبعه چاپخانه ها بر زمانی که در آن
جمع مطبخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دلی ار نالد بیغم به محافل چنگست تنی ار سوزد بیتب به مطابخ حطب است