مدهق

لغت نامه دهخدا

مدهق. [ م ُ هَِ ] ( ع ص ) پرکننده جام. ( آنندراج ). نعت فاعلی است از ادهاق. رجوع به ادهاق شود. || سخت ریزنده آب. ( آنندراج ). خالی کننده جام. ( ازمتن اللغة ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به ادهاق شود.
مدهق. [ م ُدْ دَ هََ ] ( ع ص ) شکسته. ( منتهی الارب ). مکسر. ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). || افشرده. ( منتهی الارب ). معتصر. ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ). || مضیق. ( متن اللغة ). نعت مفعولی است از ادهاق. رجوع به ادهاق شود.

فرهنگ فارسی

شکسته

کنیسه یعنی چه؟
کنیسه یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز