شیرین گشتن
مترادفها
شیرین شدن
متضادها
تلخ شدن
لغت نامه دهخدا
شیرین گشتن. [ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شیرین گردیدن. شیرین شدن.
- شیرین گشتن دهان؛ شیرین کام و کامیاب گشتن:
از آن جمله تلخی که بر من گذشت
دهانم جز امروز شیرین نگشت.سعدی.رجوع به شیرین گردیدن و شیرین شدن شود.
فرهنگ فارسی
شیرین گردیدن شیرین شدن شیرین گشتن دهان.
جمله سازی با شیرین گشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 با افزودن مقدار مناسبی از عسل طبیعی به دمنوش گیاهی، طعم تلخ دمنوش به تدریج شیرین گشت و برای نوشیدن در هوای سرد بسیار دلپذیر شد.
💡 در داستانهای افسانهای قدیمی، همیشه ذکر میشود که با رسیدن به مرحلهای از عشق، تمام سختیهای زندگی برای عاشق شیرین گشت و رنگی از آرامش گرفت.
💡 با گذشت زمان و تجربه کردن فراز و نشیبهای مختلف زندگی، بسیاری از تلخیهای دوران جوانی به تدریج برای انسان شیرین گشت و به حکمت تبدیل شد.