ساربوغا

ساربوغا یا ساری‌بوغا یکی از امیران و سرداران دوره امیر تیمور گورگان بود که در آغاز قدرت‌گیری تیمور، از یاران نزدیک و همراهان او به شمار می‌رفت و در لشکرکشی‌ها و امور نظامی نقش مهمی داشت. او از فرماندهانی بود که در تثبیت حکومت تیمور مشارکت داشت، اما بعدها دچار اختلاف و نافرمانی شد و مدتی در برابر تیمور قرار گرفت. در منابع تاریخی آمده است که وی در حدود سال ۷۷۷ هجری قمری به همراه برخی دیگر از امیران، اندیشه استقلال و سرپیچی از فرمان تیمور را در سر پروراند و به همین دلیل از جمع یاران او جدا شد. او در این دوران با عادلشاه جلایر متحد شد و حتی در برخی نبردها و شورش‌ها علیه حکومت تیمور شرکت کرد و مدتی در شمار دشمنان وی قرار گرفت. ساربوغا پس از شکست در برابر سپاه تیمور، به دشت قبچاق و سپس نزد برخی فرمانروایان و مخالفان تیمور پناه برد و تلاش کرد آنان را به مقابله با تیمور تشویق کند. با این حال، قدرت و پیروزی‌های پی‌درپی تیمور باعث شد که شورش‌ها و اتحادهای مخالفان او دوام چندانی نداشته باشد و سرانجام ساربوغا نیز نتواند مقاومت مؤثری انجام دهد. پس از گذشت حدود دو سال، او از رفتار گذشته خود پشیمان شد و دوباره به دربار تیمور بازگشت و از او درخواست بخشش کرد. تیمور نیز با وجود شورش‌ها و مخالفت‌های گذشته، از خطاهای او گذشت و بار دیگر مقام و فرماندهی ایل جلایر را به وی سپرد. نام ساربوغا بیشتر در کتاب‌های تاریخی مربوط به دوران تیموریان دیده می‌شود و زندگی او نمونه‌ای از رقابت‌ها، شورش‌ها و تغییر اتحادهای سیاسی در دوره حکومت تیمور است. این شخصیت تاریخی نشان می‌دهد که در آن دوران بسیاری از امیران و سرداران، گاهی در کنار فرمانروایان و گاهی در برابر آنان قرار می‌گرفتند و روابط سیاسی بیشتر بر پایه قدرت و منافع نظامی شکل می‌گرفت.

لغت نامه دهخدا

ساربوغا. ( اِخ ) ساری بوغا. از امرای امیر تیمور گورگان و از همان آغاز کار تیمور از یاران و همراهان او بود، ولی بسال 777 بنای طغیان نهاد و دو سال در سلک دشمنان تیمور بشمار میرفت. سرانجام مورد عفو قرار گرفت و سرداری ایل جلایر را یافت. در حبیب السیر آمده: بسال 777 تیمور لشکر بجانب خوارزم کشید، و ساربوغا را همراه عادلشاه جلایر و ختای بهادر و ایلچی بوغای جهت استیصال قمرالدین [ دوغلات ] بصوب مغولستان روانه کرد. ساری بوغا و عادلشاه بخیال استقلال و اندیشه خطا، ختای بهادر و ایلچی بوغا را بگرفتند و با ایل جلایر و قبچاق بظاهر سمرقند شتافتند و آغاز محاصره کردند. امیر آق بوغا حاکم آن بلده کیفیت واقعه را بعرض تیمور رسانید. تیمور معاودت کرد. و امیرزاده جهانگیر برسم منغلاق پیشتر روان گشت... و بدشمنان غالب آمد. ساربوغا و عادلشاه گریخته بدشت قبچاق رفتند و ملازمت اروس خان پیش گرفتند. بعد از چندی به قمرالدین پیوستند و او را به مخالفت تیمور اغوا کردند. قمرالدین بار دیگر بولایت اندکان که متصرف امیرزاده عمر شیخ بود درآمد. امیرزاده در کوهی متحصن گشته آن حال را بپدر اعلام کرد. تیمور درساعت بدان جانب در حرکت آمد... و پس از جنگ شدیدی قمرالدین مغلوب و منهزم شد. قمرالدین و ساربوغاو عادلشاه در سبکیزبغاج. بار دیگر بهم پیوسته خواستند که باز جمعیتی سازند که ناگاه تیمور به سر وقت ایشان رسید و همه را پریشان گردانید... ساربوغا که با عادلشاه در طریق خلاف سلوک می نمود بعد از دو سال بدرگاه تیمور پناه برد و تیمور از سر جرایمش گذشت و سرداری ایل جلایر رابوی عنایت کرد. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 409 و 410 و 413 و 419 و 424 تا 426 شود.
ساربوغا.( اِخ ) ( امیر شیخ نورالدین... ) از سرداران امیر تیمور بود. بسال 797 در لشکرکشی تیمور بدشت قبچاق و جنگ با توقتمش خان هنگامی که ضعف و فتور به سپاه تیمور روی آور شده بود مردانگیها و جانسپاریهای ساربوغا موجب پیروزی گردید و تیمور او را بمزید عنایت، تربیت اختصاص داد و اسب و جامه زردوزی و کمر مرصع ارزانی داشت و صد هزار دینار کبکی انعام فرمود. رجوع به حبیب السیر چ خیام ص 464 شود.

فرهنگ فارسی

از سرداران امیر تیمور بود