لغت نامه دهخدا
ریزبار. ( نف مرکب، اِ مرکب ) باران تند با دانه های ریز. ( لغات فرهنگستان ) ( از فرهنگ فارسی معین ). || ابری که باران ریز فروریزد. ( فرهنگ فارسی معین ).
ریزبار. ( نف مرکب، اِ مرکب ) باران تند با دانه های ریز. ( لغات فرهنگستان ) ( از فرهنگ فارسی معین ). || ابری که باران ریز فروریزد. ( فرهنگ فارسی معین ).
(ص فا. اِ. ) ۱ - ابری که باران ریز فرو ریزد. ۲ - باران تند دارای قطرات ریز.
۱. ابری که باران ریز فرومی ریزد، ریزبارنده.
۲. باران تند با قطره های ریز.
( صفت ) ۱ - ابری که [[ ریزی بریز بر ۲ - باران تند دارای قطرات ریز.
ابری که باران ریز فرو ریزد.
باران تند دارای قطرات ریز.