لغت نامه دهخدا
روی شناسی. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) روشناسی. صفت و حالت روی شناس.( یادداشت مؤلف ). رجوع به روشناسی و روی شناس شود.
روی شناسی. [ ش ِ ] ( حامص مرکب ) روشناسی. صفت و حالت روی شناس.( یادداشت مؤلف ). رجوع به روشناسی و روی شناس شود.
معرفت شناخت.
روشناسی. صفت و حالت روی شناس