رودرواسی کردن

مترادف‌ها

روبرو شدن، مواجهه

متضادها

پرهیز کردن، دوری کردن، اجتناب کردن

لغت نامه دهخدا

رودرواسی کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) رودربایستی کردن. رجوع به رودربایستی کردن شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران