روباندن تصویر معنی روباندن مترادفها بستن، گره زدن، پیوند دادن متضادها باز کردن، گشودن لغت نامه دهخدا روباندن. [ دَ ] ( مص ) روبانیدن. رجوع به روبانیدن شود. کلمات مرتبط امیغیدن پراگندیدن نوائیدن ماسانیدن گزارش محتوای نامناسب