لغت نامه دهخدا
ذوخسقات. [ خ َ س َ ] ( ع ص مرکب ) مردی ذوخسقات در بیع؛ یعنی آنکه باری روا میدارد و باری فسخ میکند.
ذوخسقات. [ خ َ س َ ] ( ع ص مرکب ) مردی ذوخسقات در بیع؛ یعنی آنکه باری روا میدارد و باری فسخ میکند.
مردی ذو خسقات در بیع یعنی آنکه باری روا میدارد و باری فسخ میکند.