لغت نامه دهخدا
دست چمک. [ دَ چ َ م َ ] ( اِ مرکب ) به معنی دست قدرت و قوت است، چه چمک، به معنی قوت و قدرت و بیشی و افزونی و پیشدستی و شأن و شوکت آمده. ( آنندراج ).فر و فیروزی و قوت و قدرت و جلادت. ( ناظم الاطباء ).
دست چمک. [ دَ چ َ م َ ] ( اِ مرکب ) به معنی دست قدرت و قوت است، چه چمک، به معنی قوت و قدرت و بیشی و افزونی و پیشدستی و شأن و شوکت آمده. ( آنندراج ).فر و فیروزی و قوت و قدرت و جلادت. ( ناظم الاطباء ).
۱. چیرگی، پیروزی.
۲. تردستی، زبردستی، چابکی.
به معنی دست قدرت و قوت است چه چمک به معنی قوت و قدرت و بیشی و افزونی و پیشدستی و شان و شوکت آمده.