خپه شدن
مترادفها
کلافه شدن، عصبی شدن، شاکی شدن، دلگیر شدن، ناراحت شدن، بیزار شدن، خسته شدن، ناامید شدن
متضادها
شاد شدن، خوشحال شدن، لذت بردن
لغت نامه دهخدا
خپه شدن. [ خ َ پ َ / پ ِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خبه شدن. مردن بر اثر فشردگی گلو. و رجوع به خفه شدن شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) خفه شدن انخناق.
جمله سازی با خپه شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از اینکه مجبور بودیم در آن صف بسیار طولانی و بیانتها برای تهیه مواد غذایی اصلی بایستیم، واقعاً خپه شدیم و حوصلهمان سر رفت.
💡 او از شنیدن اخبار تکراری و بیهوده در برنامههای تلویزیونی چنان خپه شد که تصمیم گرفت برای مدتی طولانی از رسانهها فاصله بگیرد.
💡 اگر همینطور به بحثهای بیمحتوا و بیهوده در این گروه ادامه دهید، همه از شدت خسته شدن و خپه شدن واقعاً کلافه خواهند شد.