لغت نامه دهخدا
خبه گشتن. [ خ َ ب َ/ ب ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خفه شدن. انخناق. اختناق.
خبه گشتن. [ خ َ ب َ/ ب ِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) خفه شدن. انخناق. اختناق.
خفه شدن انخناق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وصال حق ز خلقیت جداییست ز خود بیگانه گشتن آشناییست
💡 زان به جرأت می زنم بر آتش سوزان که هست دل خنک گشتن ز هستی منتهای سوختن
💡 منم اسرار جانان کرده هان فاش مرا خواهد یقین گشتن از آن فاش
💡 ملک چو اختر و گیتی سپهر و در گیتی همیشه باید گشتن چو بر سپهر اختر
💡 اندرین ره به هیچ روی مایست نیست گرد و ز نیست گشتن نیست
💡 بگردد این چنین پیوسته مادام کز آن گشتن زمین را باشد آرام