حاقف

لغت نامه دهخدا

حاقف. [ ق ِ ] ( ع ص ) کج. کژ. و فی الحدیث: فاذا ظبی حاقف؛ ای رابض فی حقف من الرمل او یکون منطویاً کالحقف و قد انحنی و انثنی فی نومه. ( منتهی الارب ). آهوئی که در اثر جراحت و جز آن در خواب کژ و دوتا گردد، و یا به زانو درآمده در ریگ توده و یا درهم پیچیده شده، مانند ریگ توده منحنی.

اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز