تخیدن

لغت نامه دهخدا

تخیدن. [ ت ِ دَ ] ( مص ) مصدر منحوت از تخمق یا تخمگ ترکی، خوردن ( اهریمنی ). نفرین گونه ایست چون زهر مار کردن، کوفت کردن: بِتِخ؛ کوفت کن. زهر مار کن. تِخید؛ زهر مار کرد. کوفت کرد. ( یادداشت بخط مؤلف ).

وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز