اکلاء

لغت نامه دهخدا

اکلاء. [ اَ ]( ع اِ ) بلغ اﷲ بک اکلاء العمیر؛ به آخر عمر و درازترعمر رساند ترا خدای. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
اکلاء. [ اِ ] ( ع مص ) گیاه ناک گردیدن زمین. || بها پیش دادن. || بیع سلم کردن. || به پایان رسانیدن عمر را. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). || علف خوردن ستور. || باربار نگریستن در چیزی. ( ناظم الاطباء ). خیره در چیزی نگریستن. ( از اقرب الموارد ). || بیدار داشتن چشم. ( از اقرب الموارد ).

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز