لغت نامه دهخدا
اطلاس. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ طِلْس، بمعنی نامه یا نامه پاک کرده شده و جامه ریمناک و پوست موی رفته ران شتر و گرگ بی موی کهنه. ( آنندراج ). ج ِ طِلْس. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( متن اللغة ) ( اقرب الموارد ). رجوع به طلس شود.
اطلاس. [ اَ ] ( اِخ ) لهجه ای است در اطلس و آطلاس بترکی. رجوع به اطلس، و قاموس الاعلام ترکی ج 2 ص 995 و لغات تاریخیه و جغرافیه ترکی ج 1 ص 187 شود.