لغت نامه دهخدا
موی رفته. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کل و کچل. ( ناظم الاطباء ). موی ریخته. و رجوع به موی ریخته و کچل شود.
موی رفته. [ رَ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) کل و کچل. ( ناظم الاطباء ). موی ریخته. و رجوع به موی ریخته و کچل شود.
کل و کچل. موی ریخته.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به خواب رفته غزالی است شوخی مژگان نظر به پیچ و خم بی حساب موی کمر
💡 به یاد زلف سیاه تو، رفته رفته شود درازتر شب من همچو موی زندانی