لغت نامه دهخدا
ادقال. [ اِ ] ( ع مص ) ادقال نخل؛ بلایه آوردن خرما. ( منتهی الارب ). با خرماء بد شدن درخت. ( تاج المصادر بیهقی ). دَقَل آوردن خرمابن. || ادقال شاة؛ لاغر و خرد گردیدن گوسفند.
ادقال. [ اِ ] ( ع مص ) ادقال نخل؛ بلایه آوردن خرما. ( منتهی الارب ). با خرماء بد شدن درخت. ( تاج المصادر بیهقی ). دَقَل آوردن خرمابن. || ادقال شاة؛ لاغر و خرد گردیدن گوسفند.