لغت نامه دهخدا
یوزجست. [ ج َ ] ( ص مرکب ) یوزتک. یوزدو. که جست وخیزی به تندی یوز داشته باشد. که چون یوز تند بجهد. سخت جلد و چالاک:
یوزجست و رنگ خیز و گرگ پوی و غرم تک
ببرجه، آهودو و روباه حیله، گوردن.منوچهری.و رجوع به یوز شود.
یوزجست. [ ج َ ] ( ص مرکب ) یوزتک. یوزدو. که جست وخیزی به تندی یوز داشته باشد. که چون یوز تند بجهد. سخت جلد و چالاک:
یوزجست و رنگ خیز و گرگ پوی و غرم تک
ببرجه، آهودو و روباه حیله، گوردن.منوچهری.و رجوع به یوز شود.