لغت نامه دهخدا
یمانون. [ ی َ ] ( ص، اِ ) ج ِ یمانی. گویند: قوم یمانون؛ گروه یمنی. ( ناظم الاطباء ). ج ِ یمنی و یمانی. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به یمنی و یمانی شود.
یمانون. [ ی َ ] ( ص، اِ ) ج ِ یمانی. گویند: قوم یمانون؛ گروه یمنی. ( ناظم الاطباء ). ج ِ یمنی و یمانی. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به یمنی و یمانی شود.
جمع یمنی جمع یمنی و یمانی